X
تبلیغات
یورد....ائل شسون بغدادی

یورد....ائل شسون بغدادی

مبادی ورودی شاهسونان بغدادی به ایران-1


فیروز منصوری درمقاله ای تحت عنوان " خدمات اقتصادی و عمرانی شاهسون ها"به مبادی ورودی شاهسونهای بغدادی به خاک ایران ازقول سیاحان خارجی پرداخته ومطلب مهمی را بازگو کرده است که مانیزعیناً درذیل به آن پرداخته ایم :

اولئاریوس در سفرنامه اش، پس از تعیین وسعت دشت مغان و ساکنان آن به نام(سِومَک رعیتی)، درباره گله داری و چراگاه های شاهسون ها، اطلاعات زیر را عرضه می دارد:

به طور کلی زمین آنجا حاصلخیز و دارای چراگاه های خوبی است . به همین سبب در اطراف اردبیل و چراگاه های آن، شصت دهکده وجود دارد . فقط چراگاه های مزبور به تنهایی درآمد بزرگی برای شاه در سال فراهم می کند . زیرا گله داری ثروتمند عرب و ترک که تعدادی از آنها به سبب پذیرش کیش ایرانیان، و دسته دیگر به دلیل اینکه خود را زیر حمایت شاه ایران قرار داده اند (شاه سون) نام گرفته اند . در این منطقه مجاز به استفاده از چراگا ه ها، هستند و می توانند به خرید و فروش احشام اشتغال داشته باشند و ناگزیر مالیات بپردازند .یکی از مأ مورین که برای نظارت به امور مربوط به وصول مالیات از چراگاه ها وگله و احشام از طرف دولت گمارده شده بود ، برای ما تعریف کرد که ظرف مدت 14 روز یکصد هزار رأس گوسفند از پل گذشته است . برای چریدن هر رأس گوسفند چهار قازبیک که ارزش آن 2 پنی استرلینگ است، به صورت نقد یا دادن گوسفند، مالیات دریافت می شود. هنگام فروش هر رأس گوسفند دوباره همین رقم وصول میگردد.عواید و عوارض اخیر "چوپان بیگی" نامیده می شودودیگری"علف خوروآبخور" است که از بابت آب و علف وصول می گردد .  ترک ها این گونه عوارض را "اوت باشی" می گویند.

سی سال بعد از اولئاریوس، جان ستریوس همان مسیر را پیموده و درباره درآمد شاه ازعوارض پل،چنین می نگارد:"یکی از مامورین وصول به من گفت که:بین ماههای مارس تاسپتامبردراردبیل 700000راس گوسفند ازروی پل گذشته بودند ودرآمد آنها بالغ بر26000استرلینگ بوده است که از هر راس گوسفند چهار پنی عوارض وصول می شد.

نوشته فوق می رساند که در عرض سی سال مالیات مورد بحث افزایش نیافته بود،عوارض مخصوص پل وهنگام فروش هر راس گوسفند ،چهار پنی بوده است.

از نوشته های اولئاریوس تکمیل اطلاعات نموده،می توانیم از اصطلاح "شاهسون بغدادی"هم آگاهی داشته باشیم.یعنی غیرازترک ها،گله دارهای ثروتمند عرب از جانب بغداد به مغان می آمدند واظهارشاهسونی می کردند.همین اعراب تابع شاه عباس را "شاهسون بغدادی"می نامیدند.

کورنلیوس لوبرن،درتابستان1703م ازدربند به شماخی مسافرت کرده ونوشته است: نرسیده به شماخی،اعراب اسبان وشتران خودرابه چراآورده ودرچادرهازندگی می کردند.مسکن روستائیان رادرسه فرسخی شماخی خیمه ها وآلاچیق ها تشکیل می دهد.مردم دهکده هااعرابی هستند که گله های اسب وشتر دارند.لوبرن آنگاه که از شماخی به اردبیل رهسپار میشود،نرسیده به جواد از چادرهای اعراب واتراک یاد می کند.

بقیه مقاله مورد نظرنیست وکسانیکه مایلند مقاله را درفرمت PDF درآدرس ذیل بخوانند :

http://www.iichs.org/PDF_files/A_khadamateshahsava.pdf

 

+ نوشته شده در ۲۵/۸/۱۳۹۰ساعت ۱۲:۵۲ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(5)

علی اکبرخان منصورنظام درخاطرات علی اکبرخان قرابیگلو-فتح السلطان(5)

مافوری باتمام سوار حرکت نموده آمدیم.درخلط آباد کاشان تصادف به اردوی دولت که مامور بودند بروند به   اصفهان{کردیم}.....اردوخیلی مفصل بود.فوج خلج ساوه هم با سیف الممالک جزء آن اردوبودند.ازآن اردو ردشده آمدیم درقم. درقم مرحوم آقاسید محمد خدام پدرآقاسید اصغر خدام به مرحوم حسن خان سرهنگ وبنده خبر دادکه چند ماه قبل،یعنی چندروزبعد ازتوپ بستن به مجلس،علی اکبر خان منصورنظام را امیربهادر به وسیله  قهوه مسموم نمود.(75)حال فتح الله خان فرزند مرحوم شیخ علی خان برادرزاده منصورنظام به جای علی اکبرخان منصور نظام به درجه سرتیپی منصوب و لقب منصورنظام راهم به ایشان واگذار نموده اند...علی اکبرخان منصورنظام دارای یک پسر ویک دختربود.پسرکه به نام نصرت الله خان بوددرزمان حیات خودمنصورنظام به سن هجده سالگی جوانمرگ شد.اولاد اومنحصر به یک دخترشدبه نام سلطنت.پس ازفوت منصورنظام به صلاح وصوابدید(89)عموم کدخدایان ومحترمین ایل تصویب شدکه اورافتح الله خان منصورنظام عقد نماید،دراین ریاست  آن دختر هم سهیم باشد.اواخرهزار وسیصدوبیست هفت"سلطنت"رابه فتح الله خان عقد نمودند....{علی اکبرخان قرابیگلو دراین بخش خاطرات خود را با چگونگی برگشت طاووس خانم همسر منصورنظام بزرگ به ایل خود ورفتن منصورنظام کوچک به ماموریت شیراز دنبال مینماید که خارج از نظر  ماست.علاقمندان میتوانندکل خاطرات را درآدرس ذیل یا پیوندهای روزانه همین وبلاگ مطالعه بفرمایند.}

                                       پایان
بنقل از فصلنامه راه دانش11-12-شماره مسلسل6-پائیز وزمستان1376

+ نوشته شده در ۲۵/۸/۱۳۹۰ساعت ۱۲:۲۶ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(1)

علی اکبرخان منصورنظام درخاطرات علی اکبرخان قرابیگلو-فتح السلطان(4)

اول پنجاه نفر سوارمحلی طایفه کوسه لر را به ریاست جواد خان سلطان مامورخلخال نمودند.بعدمرحوم حسن خان سرهنگ عموی بنده رابایکصدوپنجاه نفر سوارمامور کرمان نمودندکه به ایالت کرمان حرکت نمایند.من هم به اتفاق مرحوم سرهنگ به کرمان حرکت {کردم}.باقی مانده سوار شاهسون رابه اتفاق حکومت لرستان به لرستان اعزام{کردند}.فقط(30)مرحوم منصورنظام باچند نفر نوکروپیشخدمت های شخصی خوددرطهران ماندند.ما به اتفاق سردار معتضد{به سوی}ایالت کرمان حرکت نموده،ازراه قم وکاشان واردستان ویزد طی مسافت نموده{در}بین راه عید سلطانی،ده روزبعدازعید به یزد رسیدیم.(مرحوم فتح السلطان دراین قسمت تاقسمت پایانی که دوران ایل بیگی گری منصورنظام کوچک یا فتح الله خان منصورنظام داماد منصورنظام بزرگ است همراه حسن خان سرهنگ عموی خودو سواران شاهسون دربلاد مختلف جنوبشرقی ایران به سرکوب اشرار دریزد،کرمان وبلوچستان و....پرداخته وخاطرات خود را می نگارد)......این بود که اینجانب باسواران خود باحکومت به کرمان آمده وقتی که به کرمان رسیدیم از وزارت جنگ که امیربهادرباشد تلگراف رسید که سوارهای شاهسون حرکت نموده بیایند.                        ادامه دارد

+ نوشته شده در ۱۲/۸/۱۳۹۰ساعت ۱۲:۳۳ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(0)