X
تبلیغات
یورد....ائل شسون بغدادی

یورد....ائل شسون بغدادی

سران و فرماندهان وایل بیگی های شاهسون بغدادی (سال 871- 1357 هج.ش)

اطلاعات این پست از مقالات وتحقیقات دکتر عطاالله حسنی وسایر منابع

بوسیله مدیر وبلاگ(اصغرحسنی)تنظیم شده وکمی کاستی  آن متوجه تنظیم کننده است

دوره تیموریان

ابوبكر طهراني درباره دوگرها(از طوایف تشکیل دهنده شاهسون بغدادی دربعدها) مي نويسد:"... دمشق خواجه كه از امراء دوگر بود و بيست هزار خانه را سردار و صاحب اختيار بود و رها (=اورفاي امروز)... و حران ... از آن او بود... در كنار آب فرات قشلاق [گرفت] و يغموربيك... كه مهتر امراء دوگر بود با هزارخانه كه تابع او بودند و سه هزارخانه ديگر نوكر عثمان بيك (=پدربزرگ اوزون حسن) شدند.اين قول ميزان اعتبار و نفوذ دوگرها را در منطقه شمال عراق و شرق عثماني در زمان تيموريان نشان مي دهد. بنا به نوشته كارستن در سال 1776م. از جماعت دوگر يكهزار خانوار چادرنشين در ناحيه اورفا زندگي مي كرده اند.

دوره صفوی

موصلو از طوايف تركمان نواحي دياربكروازطوایف تشکیل دهنده شاهسون بغدادی (دربعدها) و يكي از دو طايفه بزرگ آق قوينلوها بوده،و حكومت آنجا را در زمان سلطنت آق قويونلوها در دست داشته است. موصلوها به سركردگي امير بيك موصلو در سال871هج.ش به نيروي شاه اسماعيل پيوستند و از جمله قزلباشان شدند. يحيي بن عبداللطيف قزويني ذيل وقايع اين سال مي نويسد:"... امير بيك موصلو كه از جانب آق قوينلو مدتها والي ديار بكر بود، با اقوام و اتباع واويماق موصلو به عز بساط بوس همايون مفتخر گشت و هداياي بسيار به موقف عرض رسانيد و ديار بكر داخل محروسه شد و ايالات آنجا به پيرمحمد خان استاجلو قرار گرفت... و حضرت اعلي ، امير بيك موصلو را به منصب مهرداري همايون سرافراز گردانيد از سال 885تا 893 هج.ش نزديك به يك دهه حكومت در بغداد در دست بزرگان موصلو بود، تا اينكه در سال اخير شاه طهماسب آنجا را فتح كرده و به حكومت آنان خاتمه مي دهد.

1078هج.ش                       حاجی بیک

عباس عزاوي مي نويسد كه لكها از قبائل ايراني هستند كه در شمال و جنوب عراق پراكنده اند و در بخش مندلي تابع قبيله قراالوس بوده اند.  در مورد لكهاي تابع قبيله قراالوس نكته جالب توجه در اينجاست كه اينان در سال 1078هج.ش (يعني در حدود 25سال قبل از كوچ احتمالي ايل بغدادي به خراسان)ترك زبان و شيعه مذهب بوده اند.  پيشتر از اين تاريخ، اسكندر بيك تركمان نيز ذيل وقايع سال 992هج.ش حمله شاه عباس به بغداد- از قلعه لك بغداد(=قلعه زهاب) واقع در نزديكي قلعه مندلي، و پيوستن دارنده آن-حاجي بيك لك- به شاه عباس و مورد مرحمت قرار گرفتنش سخن به ميان آورده است كه با توجه به وحدت مكاني، بعيد نيست لك متعلق به قبيله قراالوس از بقاياي لك مورد اشاره اسكندر بيك بوده باشد.

اواخر صفوی ودوره افشار        جانی بیک

مرحوم فتح السلطان، كه خوداز سران وفرماندهان ایل شاهسون بغدادی  بوده و بيش از يك صد سال عمر كرده (وفات1357ش)، از قول عمويش ايمانعلي خان كه وی نیز يكصدو بيست سال عمر كرده ، براي نويسنده کتاب تاریخ فرهنگی ایل شاهسون نقل کرده كه:  جانی بیک بزرگ ايل در سرحد عثماني بوده است. سرخاب، يوسف و قاسمعلي خان برادران او بوده اند و قاسمعلي خان سركرده نظامي ايل بوده است. در دوران ؛آشوب و سقوط اصفهان ، احمدپاشا از قاسمعلي خان قول عدم تعرض گرفته مناطق غرب ايران را به تصرف خود در مي آورد. نادر در حمله به بغداد پس از غارت ايل امر به كشتن قاسمعلي خان مي دهد ولي با وساطت ميرزا مهدي خان از كشتن او صرف نظر مي كند. طوايف لك و آرخلو به خراسان عزيمت مي كنند و قاسمعلي خان به خدمت نادر در مي آيد و به مقام ميرآخوري مي رسد. در بازگشت از هند به دليل سرپيچي از امر نادرمغضوب واقع شده و در همين زمان در خراسان فوت مي كند و در كنار سقاخانه حرم امام رضا(ع) به خاك سپرده مي شود. به دنبال اين حادثه، ايل شاهسون بغدادي اعتبار نخستين خود را از دست داده و در پي مرگ نادر از خراسان به شيراز مهاجرت كرده است.

دوره زند

در زمان کریم خان                     علی خان شاهسون ( از تیره قاسملو)

در كتاب فريزر از قاسم بيك خان، كه ناظم مناظم و اعتمادالدوله نادر بوده، ذكرنامي شده  و از علي خان شاهسون در ذيل وقايع دهه 1128هج.ش از قبيل سركوب افغانها در مازندران، مبارزه با نصيرخان در حاشيه خليج فارس، محاصره اروميه، مبارزه با زكي خان، و محاصره كرمان و مبارزه با تقي خان دراني- مبارزه اي كه به مرگ عليخان انجاميد- در منابع دوره زنديه به تفصيل سخن رفته است.

دوره قاجار

در زمان قاجاريه ايل شاهسون بغدادي داراي سه ايل بيگي (لك-آرخلو-كلوند) بوده است.

1178هج. ش                          همت خان (از طایفه ساتیلو)

نخستين سندي كه حكايت از استقرار ايل بغدادي در بودباش كنوني اش مي كند، به سال 1178هج. ش باز مي گردد كه طي آن ايل بيگي گري " طايفه شاهسون "  بغدادي به همت خان از طايفه ساتلو داده شده است. 

۱۲۴۳هج.ش                          محمدحسین خان شهاب الملک شاهسون  

شهاب الملک شاهسون درعهد فتحعلی خان قاجار حکومت قم وساوه وسرکردگی ایل شاهسون بغدادی را بعهده داشته ووی ماذنه های صحن مطهر حضرت معصومه را ساخته وطلاکاری نموده است. 

۱۲۶۴هج.ش                     آقاعلی آشتیانی(امین حضور) -حكومت ساوه و زرند و رياست ايل شاهسون بغدادی  

امين حضور (آقاعلي آشتياني): وي از رجال درباري و از پيشخدمتهاي خاصۀ ناصرالدين شاه بود. در سال 1286 مسئول امور احتساب تهران شد و در 1306 در حالي كه وزير بقايا بود، حكومت ساوه و زرند و رياست ايل شاهسون بغدادي را به وي محول نمودند. تقاطعي در خيابان ري تهران هنوز به نام وي خوانده مي شود.

1270هج.ش                            نظام الملك (حكومت ساوه و زرند و ايل شاهسون بغدادي) 

در كتاب مرآه الوقايع مظفري، نوشته ملك المورخين به اين يادداشت اشاره شده و اصل آن در اين كتاب درج شده است. مظفرالدين شاه خطاب به نظام الملك چنين گفته است: حكومت دارالخلافه طهران، نظر به اينكه مركز خلافت كبري و مقر سلطنت عظمي است، به وجود مقدس خودمان اختصاص دارد و اهميت آن را كه متضمن تامين ولايت و راحت رعيت است، وجه همت ملوكانه فرموديم، چون براي تصدي اين خدمت وجود يك نفر از چاكران كافي كاردان لازم بود و نظام الملك را همه وقت در خدمات بزرگ دولت به فرط كفايت و مزاياي عقل و درايت آزموده ايم، لهذا از قرار اين دستخط مبارك، حكومت طهران و ادارات مفصله را مستقلا به او مرجوع و محمول فرموديم. حكومت دارالخلافه طهران و بلوكات و توابع آن، حكومت زاويه مقدسه حضرت عبدالعظيم عليه السلام و اداره توليت، اداره وزارت نظميه و احتسابيه و قراول خانه هاي شهر كه يكي از افراج وزير نظام در تحت رياست حكومت در قراول خانه باشد، سوار قراسوران و ايل زرگر و اختيار تام در تغيير و تبديل آنها، حكومت ساوه و زرند و ايل شاهسون بغدادي، رياست فوج زرندي و سوار شاهسون بغدادي، اداره حكومت تجريش. مقرر مي داريم كه منتهاي اهتمام را در خدمات مرجوعه و رعايت تنظيمات حسنه كه متضمن رفاه حال خلق و وسعت ارزاق و تعديل اسعار و وفور اجناس و منع احتكار،  كذلك در ساير موادي كه راجع به انتظام امور حكومتي و آسايش مردم باشد ملحوظ داشته، بدون تعطيل و انفصام، اوقات خود را به تحصيل دعاگويي ذات اقدس همايوني مصروف دارد. (شهر الحجه الحرام 1315)
(مرآه الوقايع مظفري - ص 245) 

۱۲۸۴هج.ش                        اسدخان نصیرنظام وعلی اکبرخان منصورنظام بزرگ

در نهضت مردمي مشروطه، سواران شاهسون تحت فرماندهي علي اكبر خان منصور نظام بزرگ در تهران حضور فعال داشتند؛ اين علي اكبر خان منصورنظام در هيجده سالگي به طور رسمي سركردگي ايل شاهسون بغدادي را به عهده گرفته بود اما به طور غير رسمي[به علت خردسالي و سپس بزرگ شدنش] در سال 1299 هجري قمري سركردة ايل بوده است؛ يعني از حدود سال هاي  1306  ق الي 1307 ه.ق به طور رسمي به اين سمت برگزيده ميشود؛ وي در دورة مظفر الدين شاه سوران ايل شاهسون را با فرمان شاه به خدمت قزاقي در مي آورد و با فرمان شاهي به درجة ميرپنجي(سرلشكري) انتخاب مي گردد. اين فرمان در ييلاق خان نشين ايل واقع در روستاي آب باريك همدان از توابع شهرستان رزن به ايشان ابلاغ مي گردد. منصور نظام از همان روستا، مشغول سربازگيري مي شود و با سيصد سوار شاهسون بغدادي به قزاق خانه مي آيد؛ در تهران، غوغاي مشروطه بالا گرفته بود؛  برخي از سواران شاهسون بغدادي نيز با سرپرستي جعفر قلي وكيل باشي منصور نظام در شاه عبدالعظيم به بست نشسته بودند كه با آمدن منصور نظام از مأموريت اصفهان از بست خارج مي شوند؛ در اين زمان سواران ايل شاهسون بغدادي حاضر نبودند كه در خدمت قزاق خانه باشند لذا دوبارة اسدخان نصيرنظام كه دايي منصور نظام بود و ايل بگي بخش لك ايل را به عهده داشت با حمايت برخي از ريش سفيدان ايل، بار ديگر در شاه عبدالعظيم به  بست مي نشينند و در وقتي مقتضي بست را به مجلس مي كشانند و خواستار خروج از قزاق خانه مي شوند؛ اين بلوا و بست نشيني موفق مي شود و سرانجام سواران ايل از قزاق خانه خارج مي شوند ،و به يورت هاي خويش بازگشتند و با حمايت نكردن از مستبدان، از مشروطه دفاع نمودند و به خدمت دولت استبدادي در نيامدند؛ در اين حين منصور نظام به زيارت كربلا رهسپار مي شود و پس از زيارت به همدان و روستاي آب باريك باز مي گردد. در اين زمان محمد علي شاه قدرت را به دست مي گيرد و تهران، طي حكمي منصور نظام را به پايتخت فرا مي خواند. مشروطه چي ها ، منصور نظام را به مجلس احضار مي كنند و در آنجا او را به قران سوگند مي دهند كه در حمايت از مشروطه  كوشش نمايد و به آن خيانت نكند. وي نيز قسم ياد مي كند و تا آخرين روز شهادت خويش پاي بند قسم خود باقي مي ماند. منصور نظام بزرگ درپای همین قسم قربانی وبوسیله قهوه قجری شهید میشودودوران منصورنظام کوچک که برادر زاده  وی ونوه فتحعلی خان سرتیپ است آغاز میگردد. منصور نظام مردي متوسط القامه، چهارشانه و تا حدودي چاق و زمخت قيافه بود  و حالتي مردانه داشت.وي در حدود سال 1288 قمري به دنيا آمده و در تابستان سال 1326 قمري (1284)با خوردن سم و زهر مسموم مي گردد. به علت جواني و به دست گرفتن امورات ايل و خانواده اش در جواني و ثروت بي كران پدرش ـ فتحعلي خان سرتيپ ـ را با  بخشش هاي بي جاو پيش كش هاي زوركي از طرف شاهزادگان قاجار اعمال مي گرديده است، تقريباً به پايان رسانده و تا حدودي از ثروت خود را به علت مخالفت با دايي خود اسدخان مصرف و در راههاي پوچ مبارزه با اسدخان نصيرنظام كه ايل بگي نيز بوده به مصرف مي رساند...»

1284هج.ش                           لیاخوف روسی ( حکومت ساوه و فرمانده سوار شاهسون بغدادی) 

پالكونيك (سرهنگ) لياخوف افسر ارتش روسيه از طرف دربار تزار به ايران اعزام گرديد و در زمان سلطنت محمدعلي شاه بطور تحمیلی  فرماندهي بريگاد مركزي قواي قزاق ( وحکومت ساوه و ایل بیگی شاهسون بغدادی)را عهده‌دار شد. لياخوف در مقابل وزير جنگ و هيچ يك از مقامات وقت ايران براي خود مسئوليتي قائل نبود و مستقيماً از پطرزبورگ كسب تكليف مي‌كرد(لیاخوف از تبریز بامحمدعلی شاه به تهران آمده  وکاملاًبر اومسلط وسیاست های روس را به دیکتاتو ایران دیکته میکرد وفرماندهی او بر ایل شاهسون هم به ایل شاهسون تحمیل شده بودومورد اعتراض ایل وخوانینش بود. )وي در 22 جمادي‌الاولي سال 1284ش از طرف محمدعلي شاه به سمت فرماندار نظامي تهران منصوب شد و در 23 جمادي‌الاولي به دستور شاه و توصيه «سرگي شابشال» روسي كه در خدمت محمدعلي شاه بود و «گارتويك» وزيرمختار روسيه در ايران، مجلس شوراي ملي را به توپ بست. بر اثر اين واقعه جمعي از نمايندگان مجلس را متفرق ساخت و عده‌اي را كشت و قواي قزاق وارد مجلس شدند و دست به تخريب و غارت زدند و لياخوف از طرف محمدعلي شاه مورد قدرداني قرار گرفت. لياخوف تا روز اول رجب سال 1327ق در خدمت محمدعلي شاه بود، ولي پس از فتح تهران توسط مجاهدان، تسليم اردوي مشروطه‌خواهان شد و از طرف عليقلي خان سردار اسعد و محمدولي خان سپهسالار تنكابني فاتحان مشروطه‌خواه تهران، تحت حفاظت يوسف خان اميرمجاهد قرار گرفت تا مورد حمله مشروطه‌خواهان واقع نشود. لياخوف، سوم رجب سال 1327ق استعفاي خود را تسليم سپهسالار وزير جنگ كرد و به پطرزبورگ رفت. در سال 1917 ميلادي (1326ق) كه انقلاب روسيه پديد آمد به ژنرال «نيكين» پيوست و چون تزار سقوط كرد به «باتوم»  گريخت و در آنجا توسط سه تن گرجي كشته شد.  

 1285 یا1286 هج.ش                        فتح الله خان منصور نظام (منصورنظام کوچک)

  دوره پهلوی

1320هج.ش                           محمدعلی صمصامی(ایل بیگی در دوره تخته قاپو)

بعد از شهريور 1320 مجددا بسياري از بغداديها به ييلاق و قشلاق مي پردازند، و محمد علي خان صمصامي با دريافت حكم رياست ايل از فرمانداري ساوه تا سال 1336  هج.ش سعي خود را بر تشكل مجدد عشاير شاهسون بغدادي مصروف مي دارد. اما اختلافات داخلي و درگيري هاي خارجي با خوانين محلي، و تاثيرات ناشي از سقوط مصدق در تركيب گروه هاي قدرت، و غيره موجب از كف رفتن ييلاقات متعلق به ايل و اسكان عشاير بغدادي مي شود.محمدعلی صمصامی آخرین ایل بیگی شاهسون بغدادی درحول وحوش سال1357ش درتهران فوت میکند.

نقل مطلب باذکر منبع مجاز میباشد....اصغرحسنی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۵/۴/۱۳۸۹ساعت ۱۳:۰۸ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(2)

تخته قاپودان سورا-ینگی یوردلاریمیز

شسون توکولوم لرینن بیری ده ساوجبلاغ در استان تازه احداث

"البرز"دی کین گرگ سر فورصت اونو بررسی وبیربیر معرفی

ایلیگ.آلتدا روستای ابراهیم بیک موردینده اوخویون:

روستای ابراهیم بیگی -ساوجبلاغ

این روستادربخش تنکمان شهرستان نظرآباد استان تهران قرارداشته وجمعیت آن 692نفروزبان گفتاری آنها ترکی ساوجبلاغی ومذهبشان مسلمان(شیعه) ومساحت اراضی اشان5400هکتار وارتفاع اقلیمشان1054متر از سطح دریاست. وجه تسمیه روستا مربوط می‌شود به قلعه و امارت شازده ابراهیم خان قجر از نوادگان قاجار که در دوره قاجاریه حاکم محلی منطقه بوده‌است. قسمتی از دیواره‌های قلعه ابراهیم خان هنوز در بعضی از نواحی روستا باقی است.فاصله آن از تهران ۷۵ کیلومتر-فاصله از شهر نظرآباد ۱۰ کیلومتروفاصله از شهر هشتگرد ۷ کیلومترمی باشد.ازروستاهای همجوارمیتوان: دنگیزگ ، انبار تپه و قلعه آذری رانام برد.از نظر آب و هوایی این روستا جزو مناطق نیمه معتدل دشتی دسته بندی شده و شامل چهار فصل منظم است.روستای ابراهیم بیگی جمعیتی در حدود ۶۵۰ نفر را شامل می‌شودکه اکثریت جمعیت روستا ترک زبان و از(مهاجرین) طایفه های ایل شاهسون بغدادی و اینانلو هستند. وما بقی اهل همدان و اهل اشتهارد می‌باشند.اکثریت مردم روستادرحال حاضر به تولید در زمینه کشاورزی و دامداری و باغداری و مشاغل وابسته مشغول هستند.از جمله جاذبه‌های گردشگردی روستا می‌توان از مراتع و باغات زیبا و ییلاقی همجوار روستا نام برد.از اماکن باستانی روستا ، آق تپه واقع در شمال روستا و گورستان گبری شامل دو تپه واقع در جنوب روستا مربوط به دوران ما قبل تاریخ را می‌توان نام برد که متاسفانه هیچگونه کاوش باستانشناختی روی این محوطه‌ها به صورت جدی انجام نپذیرفته‌است.محله‌های روستاعبارتنداز:قلعه ؛ میان محل ، پیچه شت ، باغچه، جن بلاغی ، آبنگیر ، کوچه ۷۲تن ، زیراب پایین.

منابع وماخذ:

ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ذکرالله زنجانی،شناسنامه تاریخی ساوجبلاغ وامامزادگان.به سفارش فرمانداری ساوجبلاغ.۱۳۸۵شمسی

حسین عسگری ، دشتی به وسعت تاریخ ، تهران: نشر شهید سعید محبی، ۱۳۸۶،

مرکز آمار ایران

برگرفته از:

 http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%DA%AF%DB%8C

رده‌های صفحه: روستاهای شهرستان نظرآباد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%DA%AF%DB%8C


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۴/۴/۱۳۸۹ساعت ۲۰:۱۸ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(0)

درموردساختار اجتماعي ایل شاهسون

 ايل شاهسون بغدادي از دو شعبه يا طايفه بزرگ، بيست ونه طايفه، و بيش از دويست و بيست تيره و چند صد گوبك تشكيل مي گردد. از اين ميان تنها تيره و در داخل آن گوبك است كه اعضايش از نياي واحد به وجود آمده اند، طوايف به دليل وسعت محل زيست و پيوستن افراد و جماعات مختلف به آنها، بتدريج، اين ويژگي را از دست داده اند. وجود اصطلاحاتي چون: خاصا( يعني تيره هاي خودي)، الوار(يعني تيره هاي پيوسته به طايفه)، و چيراغاگلمه ( يعني فردي يا افرادي كه به ميان طايفه آمده و با گذشت زمان صاحب گوبك و تيره شده اند) حكايت از اين نوع اختلاطها دارد ، كه طوايف و در نهايت ايل را از يكدستي نژادي خارج كرده است. از بيست ونه طايفه تشكيل دهنده ايل شاهسون بغدادي براي هر يك از طوايف سلدوز، دوگر، موصلو، نيلقاز، قتلو، شرفلو، دولتوند، قاراقويونلو و كرد مي توان سابقه تاريخي مستقل و وابستگي قومي جداگانه جستجو كرد. در حاليكه اكنون تحت نام واحد ايل شاهسون بغدادي شناخته مي شوند. از اين ميان بويژه طايفه كرد در سالهاي پاياني قرن سيزده قمري، و بدستور نايب السلطنه اميركبير، جزو ابوابجمع ايل شاهسون بغدادي قرار گرفته است. سند مربوطه چنين است. " هو –بر حسب امر و رقم مبارك، حضرت اقدس اسعد اشرف ارفع امجد والا آقاي نايب السلطنه اميركبير روحنافدا طايفه اكراد را سپرده عاليجاه مجدت همراه عباسقليخان (ايل بيگي لك) فرموده اند. لهذا ريش سفيدان طايفه مزبور را قلمي و اظهار مي دارد كه بر حسب رقم مبارك خود را سپرده به عاليجاه مشاراليه دانسته صاحب اختيار و بزرگ خود بدانند، در جميع امور و كارها عرايض خود را به عاليجاه مشاراليه اظهار دارند كه در امور و خوب و بد طايفه مذكور عاليجاه مشاراليه مسئول خواهد بود. از قرار رقم مبارك و امضاي اينجانب طايفه مزبور تخلف و تجاوز نورزند و در عهده شناسند، تحرير في شهر رجب المرجب 1294"

 طايفه خمسلوي قزوين و كردستان نيز در اين سالها موصوف به بغدادي شده اند.

http://shahsevan3000.blogfa.com/cat-11.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۴/۴/۱۳۸۹ساعت ۱۸:۱۷ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(1)

مردم عشایر ایران

نویسنده : پروفسور ریچارد تاپر

ترجمه : سعید مجردی

منبع :مجله دانشگاهی الومنی در لندن

من در ایران تحقیقاتم را بعنوان دانشجوی علم انسان شناسی در تابستان 1963 در پایان دومین سال تحصیلی شروع کردم. اولین سفرم به میان عشایر شاهسونها را در آذربایجان ایران به ثمر رساندم. پس از دومین سفر در تابستان بعدی برای انجام تحقیقات دکتری وارد اس او اس گردیدم که شامل یک تحقیق میدانی شدید در میان عشایر می شد. علاقه من به ایران توسط دو تن از همکاران دانشگاهی ام در کمبریج شعله ور شد .پیتر اوری مدرس زبان فارسی و سوپروایزر من ادموند لیچ بود که یکبار در میان کردهای عراقی تحقیقاتی را انجام داده بود که (از نظر معیشیتی ) فاصله چندانی با شاهسونها ندارند. شاهسونها عشایر دامدار بودند که در سایبانهای پوشیده از نمد با رمه های گوسفندان و بزها زندگی می کردند و از شتران برای حمل و نقل استفاده می نمودند.

امروزه هزاران خانواده از آنها هنوز این شیوه زندگی را دنبال می کنند. اگر چه بسیاری نیز شتران را ترک گفته و از کامیونها و پیکابها برای حمل استفاده می نمایند. بزودی نظام اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی آنها را کشف کردم که قویا تحت تاثیر دو عامل اصلی قرار داشت ، یکی موقعیت آنها در مرز ایران با روسیه (اتحاد جماهیر شوروری سابق) و اکنون جمهوری آذربایجان و دیگری روابط آنها با این ایالتهای مختلف را در بر داشت.

مطالعاتم در رابطه با شاهسونها بطور عمده در دو بخش مونوگراف و اثنوگراف (قوم  نگاری) انتشار یافت  1979 و دیگری در تاریخ   عشایر مرزدار ایرانی - که سال گذشته بعنوان بهترین تحقیق سال 2001  توسط وزیر فرهنگ ایرانی شناخته شد.

من همچنین (بین سالهای 1968 و 1972) تحقیقات گسترده ای را در افغانستان و (بین سالهای 1979 و 1984) در ترکیه انجام داده ام . در هر دو مورد نانسی تاپر در کنار من بوده است.(اکنون Lindisfarne). در افغانستان علاقه ام به عشایر دامدار را دنبال کردم . ما در شمال و مرکز کشور به همراه گروهی از پشتوهای دورانی زندگی و کوچ کردیم. در ترکیه ما تمرکز خودمان را بسوی زندگی در شهرهای کوچک استانی تغییر دادیم. مطالعاتمان را در خصوص  موضوعات دیگری از قبیل باورهای اسلامی مردم که روزانه انجام می دادند اختصاص دادیم.

در همه این مطالعات میدانی من هرگز ناراحتی های جسمی پیدا نکردم ( و در ترکیه این بیشتر احساس می شد ) اما به همان اندازه تلاش برای بدست آوردن مجوزهای لازم از مقامات محلی برای انجام تحقیقات قوم نگاری که چیزی شبیه بدگمانی بیش از حد و غیرقابل درک بود برای ما وجود داشت.

علاقه ام به ترکیه و افغانستان ادامه یافت ، اما یکبار دیگر در سال 1990 متوجه علاقمندی دوباره خودم به  ایران شدم که سفرهای متعددی با همسرم انسان شناس ایرانی (دکتر ) زیبا میرحسینی انجام دادم. امیدوارم دوباره در سال 2003 به ایران برگردیم. 

من هنوز خیلی علاقمند به سرنوشت عشایر دامدار و بویژه شاهسونها هستم ، همانطوریکه  در کتاب مردم عشایر ایران 2002 منعکس شده است.  این کتاب زاییده افکار همکار ویراستار من جان تامپسون می باشد که در حول و حوش تصاویر شگفت انگیز نصراله کسرائیان تمرکز کرده است. بهرحال تحقیقات من به سمت فرهنگ بصری ، مردمی و شهیر و اخیرا سینمای ایرانی تمایل پیدا کرده است .کتاب تازه ویرایش شده دیگر  سینمای جدید ایرانی( 2002 ) - از دو کنفرانس اولیه من که در SOAS  در این خصوص گرد آورده ام برخاسته است. من همچنین بعنوان یک درس اختیاری در علم انسان شناسی رسانه ای (درجه فوق لیسانس) آنرا تدریس می کنم.

علاقه من به سینما از درگیر شدن طولانی زمان با فیلم قوم نگاری نشات می گیرد. من یک دوربین 8 میلی متری در تابستان 1963 با خودم داشتم و وقتی کارم را در سالهای 66-1965 انجام دادم توسط سوپروایزر خودم کریستوف وون فورر مورد تشویق قرار گرفتم و یک دوربین 16 میلی متری گرفتم.در افغانستان علیرغم  تصمیمی که در اول داشتم من نتوانستم هم فیلم بگیرم و هم تحقیق میدانی خودم را انجام دهم. من فقط توانستم یک دوربین 8 میلی متری تهیه کنم که در کابل آنرا پیدا کردم. در ترکیه هم یک دوربین 8 میلی متری گرفتم.

نتایج (از نظر فیلمبرداری )در حد آماتور بود و من مدتها در خاورمیانه در رشته هایی که تدریس کرده ام برای دانشجویانم استفاده می کردم و اکنون متوقف کرده ام. (موضوع تدریس قوم نگاری و در خصوص علم انسان شناسی و فیلم بود).اخیرا اولین دوربین دیجیتالی و ویدیویی خودم را خریده ام. این فاصله را ببینید ! ( اشاره به داشتن دوربین 8 میلی متری در سالهای دور و اکنون پس از سالها تحقیق داشتن یک دوربین پیشرفته دیجیتالی می باشد.(

  http://www.moghanaras.com/moghan/index.php?option=com_content&view=article&id=221:1388-11-02-09-52-09&catid=36:1388-10-22-21-44-53&Itemid=57


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۴/۴/۱۳۸۹ساعت ۱۰:۳۲ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(1)

ایل شاهسون بغدادی (بودا بیر روایتدی:)

شاهسون ها به نوشته ی مورّخان از سرزمین های بالکان به دیاربکر و سپس به ایران آمده و در خدمت شاهان صفوی قرار گرفته اند. اصولاً شاه عباس این ایل را برای شکستن قدرت قبایل قزلباش ساماندهی کرد. ایل شاهسون را از زمانی شاهسون بغدادی نامیدند که در حدود 12000خا نوار آنها در زمان نادرشاه افشار، از دشت مغان برای حفاظت از مرزهای غربی ایران به این ناحیه عزیمت کرد ند و در زمان زندیه بدستور کریم خان زند به شیراز کوچانده شدند، پس از مرگ کریم خان، آقا محمدخان قاجار آنها را در حوالی قزوین ، همدان و ساوه تا نزدیکی دریاچه ی حوض سلطان اسکان داده است.
ایلات شاهسون بغدادی از نظر سازمان اجتماعی به ایل، طایفه، تیره، اوبه و خانوار تقسیم می شوند. ایل شاهسون بغدادی شامل: لک ، آردخلو و اینانلو هستند که اینانلوها در زمان شاه عباس عمده ترین شعبه آنها بود ند. اینانلوها به دو شعبه بزرگ ینگی جک و گوک لر تقسیم می شوند. اینانلوها 7 تیره دارند. و آرودخلوها 4تیره و لک ها 10 تیره می‌باشند. 
خانم مادام لیدی شل می نویسد : « در نیمه های قرن نوزدهم ، در منطقة تهران مجموعه ای از ایلات گوناگون به چشم می خورد که از آن میان ایل شاهسون با 9 هزار چادر، از همه بزرگ تر می باشد. افراد این ایل بر حسب فصل میان قم ، تهران، قزوین و زنجان پراکنده بودند.»
بعد از انقلاب عشایر اطراف ساوه تا دریاچه ی حوض سلطان یکجانشین شده اند و جوانان آنها به شهر قم مهاجرت نمودند. علی رغم این تغییر و تحول هنوز هم در مناطق روستایی می توان شاهد لباس بومی عشایر و عمدتاً در میان افراد ایل شاهسون بود. قشلاق ایل اینانلو در اطراف گوی داغ و قلعه ی محمد خان نزدیک جاده ی قدیم تهران و قم و نواحی مجاور ساوجبلاغ و بوئین زهراست و ییلاق آنها درخرقان نزدیک گمیش لو می باشد.  

کامل مطلب را ازلینک زیر دانلود ومطالعه بفرمائید 
http://groups.qomedu.ir/upload%20file/ejtemai/ghomrud.doc


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۰/۳/۱۳۸۹ساعت ۱۳:۱۳ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(0)