X
تبلیغات
یورد....ائل شسون بغدادی

یورد....ائل شسون بغدادی

شناخت مقدماتی ایل شاهسون

دربستان السياحه تاليف حاج زين العابدين شيرواني (جلداول ازانتشارات سنايي، صفحه 347) درموردشاهسونهاچنين آمده است : جمعی از نمک به حرامان قزل باشيه برشاه عباس خروج کرده ، پای جرات وجسارت پیش نهادند، شاه فرمود:شاه سون گلسون .یعنی هرکه شاه رادوست دارد بیاید.لهذا ازهرفرقه ای آمده طاغیان شاه راشکست دادند،پادشاه آن جماعت را(شاه سون ) نام نهادند،درمیان آن طایفه ، طوایف مختلفه است.مسکن ایشان درملک مغان وآذربایجان وفارس است وقلیلی درخراسان وكابل وکشميرسکونت دارند ودرغریب نوازی ومهمانداری وشجاعت برامثال خودطریق سبقت سپارند.نام طوایف این عشایربیشتربه ((لو))ختم میشودازقبیل :سرخان بیگ لو، طالش مکاییل لو،جعفرلو، مغانلوو... علاوه براین بعضی ازشاهسونها به دیگرنقاط ایران چون فارس ، خرقان وخمسه کوچانده شده اندکه اینها برخلاف شاهسونهای آذربایجان معمولا زیرسیاه چادرزندگی می کنند وباآلاچیق های شاهسونهای آذربایجان تفاوت بسیاردارند.

عشایرسرزمین دوحوزه آذربایجانشرقی واردبیل رابه سه گروه میتوان تقسیم کرد:

1- عشایرپیرامون شهراردبیل (محال کوههای باغ رو.

2- شاهسونهای مشکین شهرودشت مغان .

3- عشایرکوههای قره داغ ودامنه سبلاه .

عشایرپیرامون شهراردبیل رامیتوان به دوازده طایفه بخش کردکه عبارتنداز:فولادلو،یورت چی دورسن خواجه لو،پاشاخانلو،آلارلو،بیگ لو،جهان خانم لو،رضابیگ لو،خامس لو،بیگ باغلو،قزآت لو،تکله ،طالش مکاییل لو.

کوچ این عشایرازقشلاق ، چهل روزازبهاررفته آغازمیشودکه 10 تا 15 روز طول می کشدتابه سرزمین ییلاقی خوديعني كوههاي اطراف باغ روبرسندوقشلاقشان مسجدلو،قيزقلعه سي ، وآنقوت لارشهرستان گرمي است .

شاهسونهای مشکین شهرازپیشترها برآنند که از3 ایل و30 طایفه تشکیل یافته اندوییلاقشان ازنزدیکیهای شهرستان اهرتاکوهها ودامنه های سرسبزسبلان گسترده است وقشلاقشان دشت مغان می باشدوبخشی ازآنها درقشلاق زیرآلاچیق وبرخی درساختمانها زندگی می کنند، اما درییلاق زیرهمان آلاچیق هایی که برپا کرده اندزندگی می کنند.

شاهسونها بیشتردامدارندومعیشت شان ازراه دامداری تامین میشودوقسمت کمی ازآنان به شغل زراعت وکشت وزرع مشغولند.آنها قبل ازاینکه به محل تابسانی خودبرونددراوایل خردادماه به عنوان جایگاه بهاری دردامنه های کوه سبلان آلاچیق برپا می کنندودرماههای تیرومردادبه بالای کوه سبلان می روندودرشهریورماه دوباره به محل بهاری دامنه های کوه سبلان مراجعت می کنندودراوایل آبان ماه درنزدیکیهای مغان چون ارشق ، تازه کندو...دوباره آلاچیق برپا می کنندوچندروزی آنجا که محل پاییزشان می باشداتراق می کنندوسپس به محل زمستانی خودیعنی مغان نقل مکان می کنندوتااواخرفروردین ماه آنجا به سربرده ونیمه های اردیبهشت ماه ازمحل زمستانی کوچ می کنند. سي طايفه مهم مشكين شهرعبارتنداز: عربلو،حسين خان بيگلو،آيواتلو،علي بابا،مرادلو،اودولو،سيدلر،حاج خوجالو،گيكلو،جعفرلو،قاراقاسملو،گوشلو،گبگ لو،جاني يارلو،ساري جعفرلو،اجيرلو،بيگ ديللو،هومون لو،جلودارلو،مغانلو،طالش مكاييل لو،زرگرلو،سرخان بيگلو،مستعلي بيگ لو،كورعباسلو،جوادلو،عيسي لو،دميرچي لو،ترت لو وخليفه لو.

سبلان یاساوالان

سبلان پس ازدماوند بزرگترین ومعروفترین کوه آتشفشانی خاموش ایران است که قله سولطان ساوالان آن باارتفاع 4811 مترسومین نقطه مرتفع ایران است .ساوالان باگستردگی وهیکل غول آسایش درمیان  مردم شهرهای اطرافش وایلات وعشایردامنه اش مقدس است واین مردمان سلطان لقبش داده وحتی به آن قسم میخورندودرباورهای مردم ساوالان یکی ازهفت کوه بزرگ بهشت است که برای رسالتی به این جهان فرستاده شده است .

ساوالان صاحب سه قله است .قله بلندترآن دریاچه بزرگی داردکه مثل چشم زنده ای همیشه حیرت زده آسمانهاست وازلحاظ علم دریاچه شناسی یا لیمونولوژی درجهان بی نظیراست .مشهوراست که قبرزرتشت پیامبردرکناراین دریاچه وزیریکی ازتخته سنگهاست وبه خاطرهمین است که درباورمردم ساوالان کوه پاکی هالقب گرفته وهرکس قصدصعودبه آن راداشته باشد بایدپاک باشد.

قله دیگرساوالان راحرم داغی می گویندکه ستیغ بزرگی است غیرقابل صعودوگفته میشودکه تنها زنان اگرجراتش راداشته باشند میتوانندازآن بالا روندچون درافسانه هایش آمده است که مردرابه خودراه نمی دهدوازبالای بلندی به ته دره پرتابش می کند.قله سوم که ارتفاعش کمتراست (كسري ) نام داده اندوبه هرحال کوه سولطان ساوالان چنان بزرگ وعزیزاست که برایش ترانه ها نیزسروده اند.

مسکن عشایر در ییلاق

عشایرمنطقه به مسکن خودآلاچیق می گویندومجموعه ای ازآن را(اوبا) می نامند.استخوان بندی آلاچیق ازدوقسمت مهم تشکیل شده است یکی حلقه سقف آلاچیق که ازچوب ساخته شده است ودیگرتعدادی تیرک انحناداروخمیده که به هنگام برپایی به شکل گنبدنمددارمی شود.

برای برپاکردن آلاچیق نخست یک نفرمرد(چمبره ) راکه سقف اصلی آلاچیق است وازچوب مدورتهیه شده سردودست بلند می کند وبالای سرنگه می داردودیگران یک یک (چیغ ها) راکه تیرک نازک وخمیده است یک سرآن رابه اندازه درسوراخهای کناری دایره سقف چوبی فرومی بردوته آن رادرزمین می کوبدبه گونه ای که چمبره دروسط پایه تیرهای خمیده می ایستد.قطردایره درچمبره 110 سانتی متروبلندی آن 15 سانتی متراست آنگاه برای حفظ وتعادل آلاچیق بادورشته نوارپهنی ازدوطرف دورتیرهامی پیچندوسرآنهارادرچوبی که قبلا درزمین کنارتیرها فروکرده اندمی بندندتابه ستقامت آلاچیق کمک کندسپس نیم دیگری ازتیرها رابابانواردومی به نام (باسریخ ) ازطرف دیگریک دوربه دورتیرهامی پیچند بطوریکه گرداگردتیرهای آلاچیق دورشته نواربایک پیچ دورهرتیربانیم مترفاصله پیچیده میشودوسرآن دو،به میخ چوبی درطرف بیرونی آلاچیق گره میخوردسپس ازچهارطرف حلقه چوبی سقف کلیه رشته طناب رابه نام (چیسکی سیحیمی ) می گذارندودرزیرچمبره درست نقطه عمودی سقف بردوشاخه چوبی به نام (دوغاناق ) که سردیگررشته طناب می باشدگره می زنندوانتهای طناب راپایین کشیده درزیرتوبره شنی که قبلا آماده کرده اندقرارمی دهند.دراین مرحله بایستی میخ نوک تیزی به بلندی یک مترکه ازچوب توت ساخته اندباکوبیدن تخماق برروی آن محکم درزمین فرومی برندبطوریکه سرآن قریبا 20 سانتی مترازسطح زمین بالا می نمایند،اینک استوان بندی آلاچیق که به مانندنمادگنبداست آماده میشودتانمدروی سطح گنبدکشیده شود،قبل ازآن گرداگردپایه آلاچیق رابادوحلقه حصیرنی ای می پوشانند لازم به یادآوری است که درمیان عشایرآلاچیق دراندازه های کوچک وبزرگ برپا میشود.بزرگترین آلاچیق 28 تیروکوچکترین آن 24 تیردارد.برای کشیدن نمد، یک نفرازتیرهابالارفته وروی چمبره می نشیندتانمدهاراروی تیرهابالابکشد.نمدهایی که روی آلاچیق می افتدبستری آن 3 سانتی متراست که به صورت سه گوش تهیه شده است تابه راحتی روی آلاچیق قرارگیرد،مردها نمدهارابه صورت 14 تخته و7 قالب به صورت تاشده بالامی دهند هرآلاچیق سه قالب به نام (اوچ بولوک ) که قسمتهای راست ، چپ وعقب آلاچیق رامی پوشانندوفاصله دوتیرراکه تقریبا ازدیگرتیرها ضخیم تراست وعلامتی نیزداردبه اندازه یک مترازکف آلاچیق به بالاخالی می گذارندکه محل رفت وآمدمی باشد، نمدها که روی آلاچیق قرارگرفت بانخ پشم به هم متصل میشونددراین هنگام سقف آلاچیق به اندازه یک مترخالی می ماندکه بانمدی به نام (بوغازلیق )یاهمان گلویی به نمدزیرین دوخته میشودونمددیگری به نام (باشلیق ) راروی بوغازلیق می اندازندوبه وسیله بندهایی به نوک سقف محکم بسته میشود.برای زیبایی آلاچیق منگوله پیش الوان به نام (قوتاز) بالای آلاچیق می دوزند.اصولا آلاچیق همراه باکومه است که به شکل دالانی برپا میشود.

مرتع

مرتع یکی ازارکان اقتصادی کوچ نشینان راتشکیل می دهد.هرخانوارکوچ نشین درصورتی میتواندبه زندگی کوچ نشینی ادامه دهدکه به نحوی دسترسی به مرتع داشته باشد. درنظام سنتی واجتماعی عشایری اصولا رسم براین است که صرف نظرازنحوه مالکیت اعضای هرخانواروتیره دربعضی مواردهمه اعضای یک تیره مالک شناخته میشوند.مراتع مورداستفاده کوچ نشینان آذربایجان همان مراتع طبیعی است که به طورپراکنده درکوهستان سبلان ،دشت مغان وارسباران یافت میشونداین مراتع درموقع معینی ازسال مورداستفاده قرارمیگیرند.بین عشایرمرتع دوگونه است :

1-       مرتع خام :مرتعی که توسط دام چریده نشده است .

2-       مرتع اوره ن : مرتعی که توسط دام چریده شده است .

چوپان صبح گوسفندهارابه تادم ظهربه اوره ن می برددوباره به اوبه برگردانده ودردامنه تپه ای جمع میکندوبه اصطلاح گله رابه سنگ میزندومیخواباند.

بعداظهردوباره می آورند به "اوره ن" تا نزدیکی های غروب همه "اوره ن" هستند و آنوقت چوبان همه را می برد به طرف " خام " تا سیاهی شب گوسفندها همه "خام" می خورند و بر می گردند به " اوبه" وسط آلاچیق ها که محل خوابیدن گوسفندهاست و به آنجا "آرخاج" می گویند در قشلاق هم همین کار را می کنند.

به طور کلی نقش چوپان در استفاده صحیح از مراتع در موارد ذیل خلاصه می شود:

- جلوگیری از تجمع دام در یک محل

-قراردادن نمک در قسمتهای مختلف مرتع

- چرخیدن چوپان در میان دام ها و ایستادن در جلو دام های چرا به قصد ایجاد مانع

- استفاده و انتخاب محل خواب و اتراق دام ها

- جلوگیری از آمد و شد در مرتع بعد از بارندگی

- ایجاد آبشخور و سایبان در حد توان و توجه به مرتع

-ایجاد آرامش در دام و زمان مناسب چرادر طول شبانه روز

تکم :

نام پادشاه بزهاست وآن راازچوب ودانه های رنگین درست می کنندودم خروس برایش می گذارندوبعدسوارتخته ای می کنند وباتکان دادن اهرمی به شکل تکم آن رامی رقصانند وشعرها می خوانند که درزبان آإربایجانی به آن اشعار سایا می گویند وبه گروهی که تکم می چرخانند ومی رقصند تکم چی میگویند.

درسرتاسرسرودها واشعارسایا به چشم اندازها وصحنه های جالب وجانداری اززندگی مردمی که زندگیشان به وجودحیوانات اهلی است برخوردمیشود. درمیان این حیوانات بخصوص بزوگوسفندجایگاه والایی دارند. درسایاها خانه های بی گوسفندبه رودخانه های خشکیده تشبیه میشود وبه چوپان توصیه میشود که گوسفندراازخودمرنجاند، آن رادرشوره زارها سرگردان نکند وخوب وشایسته بچراند تاعروسان سپیدبازو گردهم آیندوآنهارابدوشند، کره های سرشاربگیرند، اعضا خانواده راشادکنند، باروغنش پلو، باپشمش تشک ، بادنبه اش آش ، ازشیرش پنیروماست ، ازشاخش دسته چاقو،وازپوستش پوستین وجهیزبرای دختران درست کنند.

لازم به یادآوری است که تکم چی درسروده هایش نژادگوسفندراازبرگ کیمیا میداند وسایاهای خودرا بازمانده ازآدم وموسی پیغمبرراازسایاچی ها می شمارد.

«دست بافتهای عشایری»

دستکش:(ال جک ):

دونوع بافته می شود: الف) پنج انگشت         ب) تک انگشت ویک پنجه

نوع مرغوب دستکش راازپشم بسیارنرمی می بافندبه اسم (تیف تک ) ویاازپشم شتر.

پلاس (پالاز):

نوعی جاجیم ارزان قیمت ومانندآن بافته میشود. جوال (چووال ) که دونوع است یک نوع رابوسیله دستگاه هانا می بافندومشهوراست به هاناچووالی وباطرزبافتن باگلیم فرقی ندارداین نوع چووال برای حمل گندم وآردوسایرمنزل به کارمی رود ونوع دیگرهم مثل پلاس بافته میشود که به هم می دوزندو(شال چووالی می گویند).

 جوراب بافی :

هنراصلی زنان عشایری شمرده میشودبانقشه های مختلف که اینها بیشترمشهورند به (گلین قاشی ) یعنی ابروی عروس ، تیکمه که همان دوخته ، قوچ بوینوزی (یعنی شاخ قوچ ) ، قیناخ (یعنی چنگ ) وسلیمانی و...

خورجین :

خورجین های مورداستفاده وبافته شده توسط عشایرچندنوع است  نوع ساده آن مثل جاجیم بافته میشودوسپس به صورت خورجین دوخته میشود وانواع رنگین ونقشه داررا به اسامی خلی خورجین ، قیناغ وگول می نامند .

فرماش : سه نوع بافته میشود:

قییاغ ، خکی وگلیمی .

اغلب قسمت یادیواره جلویی منقش بافته میشود وطرح اصلی آن گول نامیده میشود ومعمولا به صورت پنج تکه می بافندوبه هم می دوزندوآخرسربه صورت صندوق بی دهانه درمی آورندوموقع حمل ونقل وکوچ کارصندوق راانجام می دهدوهمچنین کارمخده رادرداخل آلاچیق  .

ورنی :

نه فرش است ونه کلیم ، بلکه نوعی زیراندازمخصوصی است که هم سادگی وسبکی کلیم راداردوهم ظرافت وزیبایی قالی را. ورنی بدون نقشه قبلی وبه صورت ذهنی توسط دختران وزنان عشایر ی بافته میشود وبه همین دلیل طرح ها، رنگ ها وخطوط ورنی نمایانگرحیاط ومتاثرازسبک زندگی عشایروحتی فصل زندگی آنهاست . ورنی بافی تنها دربین عشایرهای آذربایجانشرقی واردبیل رواج دارد وپیشینه ورنی درتاریخ بسیارکمرنگ است .

جاجیم :

دونوع است  ساده ونقش داریاگلدار. ازانواع جاجیم های گلدار میتوان :چیچک لمه (غنچه دار)، قوشابرتا(جفت بته )، شاتا (شسته ) ویئدی قارداش (هفت برادر) رانام بردوروش بافت آنها تقریبا یکی است .

محصولات مهم عشایری :

کره ، شیر، پنیر، پشم و...

طرزتهیه پنیر:

شیردوشی گوسفندوبز درمنطقه قشلاقی به اوضاع جوی بستگی دارد.وحدودا ازاواسط دی ماه تااواسط بهمن ماه ادامه می یابد.

عشایرازشیرهای دوشیده شده درقشلاق به چنددلیل زیراستفاده نکرده وآن رابه کارگاههای پنیرسازی می فروشند.

الف: نیازبه پول ، زیراکه درقشلاق تنها عایدعشایرازفروش شیرگوسفندان است .

ب: نزدیک بودن زمان کوچ که مشکل حمل ونقل رادارد.

ج : روبه گرمی گذاشتن هوای قشلاق که باعث فاسدشدن موادلبنی میگردد.

تهیه پنیربرای مصرف خانواردربین عشایرآذربایجان بعدازکوچ ازقشلاق ورسیدن به ییلاق شروع میشود، معمولا هرروزظهرگوسفندان رادوشیده وبلافاصله به آن پنیرمایه می زنند، مقدارپنرمایه به ازای یک حلب 20 لیتری یک قاشق چای خوری می باشد که آن رادرآب ولرم حل وبه شیراضافه می نمایندبعدازانعقادکه حالت دلمه پیدا میکندآن رادرداخل کیسه ریخته وروی آن سنگ می گذارند تاآب آن خارج شود این عمل حدود سه ساعت طول می کشدسپس آن رادراندازه های نسبتا کوچک بریده وپس ازنمک پاشی درتشت می ریزند. پنیرنمک زده 24 ساعت درتشت می ماند سپس آن رادریک خیک مصرف شده دهان گشادکه به آن (تجان ) میگویندمی ریزند این عمل تاجمع شدن پنیرموردنیازیک خیک ادامه پیدا میکند که حدودا 20 الی 30 روز می باشد. بعدازاین مدت پنیرها راازتجان به پوست تازه دیگری به نام موتال که جهت نگهداری پنیرتهیه شده منتقل می سازند. پنیربه قسمت پشم دارپوست (خیک )ریخته میشود. موقع انتقال پنیربه خیک درصورت لزوم مقداری نمک اضافه می کنند وتاپرشدن پوست چندین بارپنیررابامشت فشارمیدهند تافاسدنشود.

پشم چینی :

پشم این محصول دامی برای عشایردارای اهمیت خاصی است زیراهمین محصول مواداولیه غنی ترین بخش فنون ساخت یعنی بافندگی رافراهم می کند وفروش آنها میتواند منبع مهمی ازدرآمد عشایرراتشکیل دهد.

پشم چینی دردومرحله انجام میگیرد یکی دراوایل بهاردرقشلاق ودیگری دراواسط تابستان ودرییلاق که چین دوم گفته میشودوپشم آن گوزه م می باشد ونمدآلاچیق ها ازهمین گوزه م چین دوم تهیه میشود .پشم چینی بوسیله قیچی موسوم به (قیرخ لیخ ) انجام میگیرد. ابتدا پاهای گوسفندرامی بندند وآن راازپهلوروی زمین می خوابانند وبادست راست قیچی راگرفته وبادست چپ تیغه هاراروی هم فشارمی دهند تاپشم چیده شود.

پوشاک عشایری :

درمیان عشایرآذربایجانشرقی پوشاک سنتی درمیان زنان حفظ شده وپوشاک سنتی مردان به تدریج ازبین رفته است . مردان مبادی اصلاحات رضاشاه رادرپوشاک روزمره خودحفظ کرده اند لباس زنان شامل کوینک ، پیراهنی باحدود 150 سانتی مترطول است که پشت وجلوی آن یکی است وبه عرض 60 سانتی متربوده وشانه ها بدون درز می باشد که بااضافه کردن چهارفاق مثلثی درزیربغل گشادمیشود. تن پوشهای پایینی صرفا مجموعه ای ازدامنهای چندطبقه (تومان ) هستند. زنان معمولی ایل ، سه تا پنج وزنان خانواده بیگ ها 5 تا 7 عدد ازاین دامنها را همراه باپیراهنی برروی «ها می پوشند ، زیردامنی ازچیت نرم است ولباس دیگری زیرآن پوشیده می شود(نیم یقه (کت ) دارای سرشانه ، یقه های برگشته وآستینهای تکه دوزی شده است فقط تاکمررسیده است ودکمه ودوجیب کوچک داردسربند(چارقد) باپیشانی بند(یایلیق) سرجای خودمی ماند، تکه ابریشم مربع شکلی است که به طورمورب تاخورده ودرپشت بسته میشودامتدادراست پارچه رامیتوان ازروی دهان به عنوان (یاشماق ) یاهمان روبندگذراند.

موسیقی آشیقی عشایری

هنرآشیقی مهمترین وغنی ترین شاخه ادبیات شاهی مردم آذربایجان است به تعبیردیگراگرآشیق هانبودند، ازفولکلورغنی آذربایجان به جز چیزهای پراکنده وکم محتوا هیچ نمی ماند، آشیق ها مردمی ترین هنرمندانی هستند که باساز وآواز، اشعاروداستانهای خود، درغم وشادی مردم شریک میشوند. آمال وآرزوها، عادات وباورها، آأاب ورسوم ملی ومذهبی مردم درطول سالیان درازدرهنرارزشمندآنها انعکاس پیداکرده است . آشیق ها ماهیت اخلاقی وفلسفی معارف دینی راعمیقا یادگرفته ودراشعاروداستانهای خودبه طرز استادانه ای به کاربرده اند. آشیق های استاد همچون آشیق علعسگر، آشیق قشم ، خسته قاسم ودیگران خودبه کرات به مفاهیم ومضامین مذهبی اشاره می کنند آنان خودرا(حق آشیقی ) و(آللاه آشیقی ) قلمدادمی کنند. آشیق هنرمندی است که درشاعری ، آهنگ سازس ونوازندگی ، خوانندگی وداستان سرایی استادی دارد. اصولا هنرآشیق الهام گرفته ازمفاهیم عمیق دینی ومذهبی است . آشیق ها درطول تاریخ به اسامی مختلف چون ( وارتساق ) ، ایسیق ، وران و نشاق شناخته میشوند.

اجدادآذربایجانی ها به (قوپوز) سلف سازکنونی آذربایجان حرمت می نهادند آنچنانکه اگرازکسی درحالی که قوپوزدردست داشته است خطایی درخورمرگ سرمی زده به احترام قوپوز ازاومی گذشتند.

موسیقی بخش محوری هنرآشیقی است ، سازدراغلب نقاط تنهاآلت موسیقی آشیقی است اما درمنطقه آذربایجانشرقی دونوازنده دیگربا (بالابان)  و( قاوال ) آشیق راهمراهی می کنند براساس گفته های آشیق های استادموسیقی آشیقی 73-72 آهنگ دارد هرآشیق سازخودرا هماهنگ باتن صدای خودکوک می کند.

آهنگ های موسیقی آشیقی به سه گروه تقسیم میشوند:

1-       یوخاری هاوالار: (آهنگ های بالا): این آهنگ ها ازپرده چهارم به بالا نواخته میشوند.

2-       اورتاهاوالار(آهنگ های میانی ): این آهنگ ها بین شاه پرده بالا (پرده چهارم ) وشاه پرده میانی ( پرده نهم ) نواخته میشوند.

3-       آشاغی هاوالار(آهنگ های پایین ): این آهنگ ها درپرده های پایین ترازشاه پرده میانی نواخته میشوند.

داستانهای آشیقی براساس موضوع به دودسته داستانهای قهرمانی وحماسی وداستانهای محبت تقسیم میشوند. ازداستانهای قهرمانی میتوان : کوراوغلو ، قاچاق نبی ، قاچاق کرم ، شاه اسماعیل وعرب زنگی  اشاره کرد. وازداستانهای محبت  میتوان به داستانهای اصلی وکرم ، عباس وگولگز، وطاهره زهره اشاره نمود.

 
 
  http://www.sarabmuseum.com/links/nomades.html
 
 

+ نوشته شده در ۲۱/۷/۱۳۸۷ساعت ۱۳:۴۵ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(2)