X
تبلیغات
کوسه برنشین-کوسه گل لی-کوسه گلدی-کوسه گلین

یورد....ائل شسون بغدادی

کوسه برنشین-کوسه گل لی-کوسه گلدی-کوسه گلین

بهزاد فرهانیه  درمورد ظاهر شدن کوسه دربین مردم واطوار او مطلب زیر را درسایت خود بشرح ذیل نقل میکند:

در روزگار ساسانیان آغاز بهار به دلیل در نظر نگرفتن کبیسه با اول آذرماه مصادف بود از این رو مراسم سنتی «بهار جشن» را در آغاز آذرماه که همزمان با بهار بود انجام می دادند.

یکی از این مراسم که شهرتی بسیار داشت و همانند جشن های کارناوالی بوده است «کوسه برنشین» نام دارد.

بیرونی شرح این رسم را چنین آورده که در نخستین روز از آذرماه - یا نخستین روز بهار - مردی کوسه (بی ریش) با شمایلی عجیب و غریب را بر خری می نشاندند که به دستی کلاغ داشت و به دستی بادبزن و خود را مرتب باد می زد. او برای جلوگیری از نفوذ سرما با روغن های گرم کننده ی ویژه ای خود را چرب کرده و خوراک و آشامیدنی های گرم کننده می خورد؛ مردم به این کوسه ی ژندهپوش که اشعاری در وصف بدرود با زمستان و سرما می خواند می خندیدند و آب و برفابه به سوی او پرتاب می کردند.

شمار فراوانی از مردم کوچه و بازار و نیز برخی ماموران حکومتی به دنبال او بودند و او مجاز بود که از هر خانه و دکانی یک درم سیم یا یک دینار بگیرد. اگر کسی از پرداختن این وجه سرباز می زد مرد کوسه می توانست از ظرف مرکب سیاه یا گل سرخ رنگی که همراه داشت او یا خانه او را نشان کند و گاه به لودگی فرمان تاراج او را می داد. بخشی از این پول که از آغاز مراسم تا میانه ی روز به دست می آمد سهم حاکم و درآمد میانه ی روز تا پایان مراسم به هنگام غروب سهم کوسه و همراهان او بود.

مردم از ترس حکومت و مسخرگی و لودگی کوسه و نیز از بیم آلوده شدن لباس و جامه معمولا این پول را پرداخت می کردند.

پس از غروب آفتاب، کوسه باید می گریخت و پنهان می شد، وگرنه مردم مجاز به ضرب و شتم او بودند و کسی نیز مانع آن ها نمی شد.

در برهان قاطع نیز می خوانیم :

«جشنی است که پارسیان در غره ی آذرماه می کرده اند و وجه تسمیه اش آن است که در این روز مرد کوسه ی یک چشم بدقیافه ی مضحکی را بر الاغی سوار کرده و داروی گرم بر بدن او طلا می کردند و آن مرد مضحک مروحه و بادزنی در دست داشت و پیوسته خود را باد می کرد و از گرما شکایت می نمود و مردمان برف و یخ بر او می زدند و چندی از غلامان پادشاه نیز با اوهمراه بودند و از هر دکانی یک درم سیم می گرفتند و اگر کسی در چیزی دادن اهمال و تعلل می کرد گل سیاه و مرکب [ که ] همراه او بود بر جامه و لباس آن کس می پاشید و از صباح تا نماز پیشین هرچه جمع می شد تعلق به سرکار پادشاه داشت و از پیشین تا نماز دیگر به کوسه و جمعی که با او همراه بودند و اگر کوسه بعد از نماز دیگر به نظر بازاریان درمی آمد او را آنقدر که توانستند می زدند و آن روز را به عربی «رکوب کوسبج» خوانند ... گویند در این روز جمشید از دریا مروارید برآورد و در این روز خدایتعالی حکم سعادت و شقاوت فرمود هر که در این روز پیش از آنکه حرف زند بهی بخورد و ترنج ببوید تمام سال او را سعادت باشد

در عجایب مخلوقات طوسی نیز آمده است که :

«... در این روز لٶلٶ از دریا برآرند و گویند که در این روز باری تعالی حکم به سعادت و شقاوت هر کسی معلوم کرده است. هر که در این روز پیش از آن که سخن گوید «سفرجل» (بِه) تناول کند و ترنج ببوید در تمامی سال مسعود باشد

شمس الدین صوفی دمشقی نیز به این مراسم اشاره دارد، با این تفاوت که در توصیف او کوسه بر گاوی می نشیند و زمان مراسم نیز هفت روز است. این جشن به جشن های بابلی «ساکئا» و «زگموگ» شباهت فراوانی دارد.

در جشن «ساکئا»، شاه مقام خود را به یک محکوم به مرگ تفویض می کرد مرد محکوم به جامه ی شاهانه درمی آمد بر تخت می نشست و فرمان می داد و پادشاه چون دیگر رعایا در بین مردم می ماند. پس از یک روز فرمانروایی (که معمولا با فرامین طنز همراه بود) او را اعدام می کردند و شاه دوباره برتخت می نشست.

در کتاب «گوژپشت نتردام» هم ویکتورهوگو به کارناوالی در روز خاصی به نام «جشن احمق ها» اشاره می کند که به این مراسم شباهت فراوانی دارد.

در روزگار ما، با توجه به اینکه بهار در جای خود در اعتدال ربیعی، مراسمی در برخی مناطق ایران انجام می شود که شباهت هایی به کوسه برنشین دارد همچون مراسم «حاجی فیروز»، «پیربابو» و «عروس گولی»، اما آنچه پیداست این است که امروزه در این مراسم تنها عنصر نمایشی باقی مانده و جنبه های آیینی خود را کاملا از دست داده است، حال آنکه در مراسم «کوسه گردی» و «کوسه گلین» که هنوز در برخی مناطق قم و استان مرکزی توسط شبانان برگزار می شود، نشانه هایی از اعتقادات و باورهای اساطیری برای طلب باران دیده می شود.

باز وی در نوشته کوتاهی در سایت خود راجع به مراسم " کوسه گلدی "مینویسد:    

در نیمه ی زمستان، چوپانان و دامداران مناطق مرکزی ایران مراسمی به نام «کوسه گلدی» برگزار می کنند.

در این مراسم یک نفر نقش کوسه را بازی می کند و لباس قرمز و پوستینی به تن کرده، کلاه ویژه ی قرمز رنگی به سر می گذارد و تنبک زنان و رقص کنان به در خانه های دامداران رفته و با خواندن آواز از صاحب خانه ها، گردو و بادام هدیه می گیرد.

http://www.aariaboom.com/content/view/632/68

http://www.aariaboom.com/content/view/668/67

 در طول تاریخ در ایران به مراسمی بر می‏خوریم که اغلب جنبه نمایشی داشته و در این نمایشها از گریم با صورتک استفاده می‏شود یکی از مراسم سنتی ایران کوسه بر نشستن یا کوسه گردی نام دارد که ریشه آن را در دوران ساسانی یا پیش از این خاندان می‏توان یافت. نقش اصلی این مراسم را (کوسه) که شخصیتی پیام‏آور نوروز، شادی، بهار و زندگی دوباره است به عهده دارد و مردم قدم او را پرشگون می‏دانستند این مراسم طی زمان تغییراتی نموده و امروزه در بعضی از نقاط ایران با نامهای گوناگون مانند: کوسه، کوسا، کوسا چوپانان، کوسه گلین، کوسه گلدی... اجرا می‏گردد، اجرا کنندگان این مراسم کوسه، زن کوسه و همراهان می‏باشند. تعداد همراهان در اغلب نقاط متفاوت است. در بعضی از نقاط دو کوسه و یا دو زن کوسه مشاهده می‏گردد، در این نمایش از گریم یا صورتک استفاده می‏شود مراسم کوسه گردی در گذشته از روز چهل و یکم زمستان آغاز می‏شد، اجرای مراسم توأم با رقص و آواز است و همیشه همراه با سازچی می‏باشد.

مراسم کوساگلین یا آق کوسا در خرم دره که از اواخر زمستان آغاز می‏شود، گردانندگان و اجرا کنندگان مراسم عبارتند از: آق کوسا (کوسه سفید)، قاراکوسا (کوسه سیاه) صنم (عروس)، دول چالان (دهل زن)، تورباش (توبره‏کش). آق کوسا کلاهی از پوست بز سفید بر سر می‏گذارد، از یال اسب یا پشم یک سبیل کلفت درست می‏کند، قاراکوسا کلاهی از پوست بز سیاه که سه سوراخ برای دهان و چشمها بر روی آن تعبیه شده بر سر می‏کشد، صنم پسری است نوجوان که یک روبند به چهره می‏زند.

کوسه در کیوی خلخال: چوپانی عروس می‏شود و او را همچون عروسی می‏آرایند و یک پارچه نازک یا تور بر روی چهره او می‏کشند. کوسه کلاهی از پوست بز یا نمد بر سر می‏گذارد که تا گردن او را می‏پوشاند و روی این کلاه دو تا شاخ می‏گذارد و دو سوراخ برای چشمها بر روی آن تعبیه می‏کند.

در تکاب چهره کوسه از زیر کلاه پیداست لذا از یک ریش بلند از جنس پشم سفید و به جای شاخ از دو تا جارو که به دو طرف ریش می‏بندد استفاده می‏کند.

کوسه ناقالدی در اراک: کوسه به چهره آرد می‏مالد، یک پوست بزغاله بر سر می‏کشد که فقط جای نفس کشیدن و حرف زدن و روزنه‏ای برای دیدن دارد به این سرپوش زنگوله‏ای می‏دوزد تا در موقع حرکت کردن صدا کند مقداری بوته صحرایی یا ریسمان و طناب به کله خود می‏بندد چنانکه دو تا شاخ در آورده است. عروس نوجوانی است که چادر به سر می‏کند و به لبها و گونه خود سرخاب می‏مالد و چشمها را سرمه می‏کشد. دو همراه هر کدام دو شاخ بر سرشان می‏بندد و «تکه» نامیده می‏شوند.

کوسه چوپانهای همدان: کوسه اغلب همراه دو عروس است. کوسه کلاه نمدی به طول نیم قد بر سر دارد که سر و گردنش را می‏پوشاند. دو شاخ از جارو و دو پر مثل شاخ رو به بالا با یک قاب آینه کوچک و سه سوراخ برای دیدن و نفس کشیدن روی کلاه وجود دارد. بعضی به جای کلاه یک صورتک پوستی بر چهره می‏گذارند.

کوسه در حیدره همدان: کوسه کلاهی بر سر می‏گذارد که تا سر شانه‏اش می‏رسد. ابرو و ریش مصنوعی می‏گذارد و یک بینی از جنس نمد برای خودش درست می‏کند و دو شاخ هم از جنس چوب جارو می‏گذارد.

کوسه گلدی در ملایر: کوسه کلاهی بوقی می‏گذارد که دم آن به نیم‏متر می‏رسد. زنگی هم به نوک آن آویزان می‏کند و همچنین تعدادی زنگوله و پولکهای رنگارنگ نیز بر آن دوخته است.

کوسه در شورین: کوسه کلاهی نمدی می‏گذارد و دور آن را دستمال می‏بندد با دو شاخ از جارو و درست وسط کلاه دم روباهی متصل می‏کند.

کوسه در الویر ساوه: کوسه پیرمردی فقیر است که ریش و صورت خود را سیاه می‏کند و کلاه نمدی بر سر می‏گذارد و یک جارو به پیشانی خود می‏بندد که قسمت پهن آن مانند تاج رو به بالا است.

از دیگر مراسم سنتی در ایران مراسم عروس گولی است که در آبادی‏های مختلف گیلان برگزار می‏شود. این نمایش هم چند روز به نوروز مانده بوسیله تعدادی از مردان و نوجوانان انجام می‏گیرد که چهار الی پنج روز طول می‏کشد. بازیگران این مراسم پیر بابو، پیر غول، عروس و همراهان هستند. عروس پسر جوانی است که چهره او را مانند نوعروسان آرایش می‏کنند. پیر غول چهره‏اش را با دوده سیاه می‏کند ریش سیاه و انبوهی بر چهره می‏بندد کلاهی مقوایی یا پوستی و بد هیبت بر سر می‏گذارد، پیر بابو هم مانند پیر غول خود را می‏آراید. تنها به جای ریش سیاه از ریش سفید استفاده می‏کند. همراهان هم چهره خود را سیاه می‏کنند تا ناشناخته بمانند.

مراسم طلب باران در لرستان مراسم طلب باران با شرکت افرادی که هر یک دو عدد چوب‏دستی کوتاه در دست دارند و زنی که صورتکی بر چهره نهاده و کاسه‏ای آب به دست دارد انجام می‏گیرد. افراد هنگام خواندن آواز طلب باران چوبها را به هم می‏زنند و زن با انگشتان خود بر چهره و سر آنها آب می‏پاشد.

در روستـای نی‏ریز صـورت کودکی را بـا دوده سیـاه می‏کننـد و بـه گـردن او زنگـوله می‏آویـزنـد و بـه در خانه‏ها می‏روند.

در روستاهای خراسان بچه‏ها، بچه‏ای را با پوست بز یا گوسفند به شکل روباه در می‏آورند و دم برای او می‏گذارند و به در خانه‏ها می‏روند.

دو شخصیت سنتی: حاجی فیروز و عمو نوروز دو شخصیت سنتی ایرانی هستند. می‏توان ریشه این دو شخصیت را در نوروزی خوان یا میر نوروزی و سپس دلقکان دوره صفویه یافت. حاجی فیروز و عمو نوروز معمولاً از پانزده روز به عید نوروز در کوچه و خیابان نمایان می‏شوند و با خواندن و رقصیدن پیام‏آور بهار و عید هستند. این دو شخصیت از گریم استفاده می‏کنند، حاجی فیروز چهره را با دوده یا چوب پنبه سوخته می‏کند. بر سر کلاه رنگی مسخره می‏گذارد و لباسهای رنگارنگ زنانه می‏پوشد. عمو نوروز تا حدودی شبیه پاپانوئل مسیحیان است، پیرمردی با مو و ریش بلند حنایی که عصایی در دست دارد.

http://www.aftab.ir/articles/art_culture/theater/c5c1220761878_grime_p2.php

   ايرانيان‎ ‎براى‎ ‎مبارزه‎ ‎با‎ ‎خشکسالي،‎ ‎علاوه بر‎ ‎کارهائى‎ ‎چون‎ ‎حفر‎ ‎قنات‎ ‎و‎ ‎ساخت‎ ‎آب‎ ‎انبار،‎ ‎يکسرى‎ ‎مناسک اعتقادى‎ ‎نيز‎ ‎انجام‎ ‎مىدادند‎ ‎که‎ ‎مراسم‎ ‎کوسهگلين‎ ‎از‎ ‎جملهٔ‎ ‎آنها است،‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎منطقه‎ ‎قزوين‎ ‎؟؟؟‎ ‎شيوه‎ ‎اجراء‎ ‎مىشود. يکى‎ ‎از شيوههاى‎ ‎اجرا‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎شرح‎ ‎است: پيرزن‎ ‎با‎ ‎پارچه‎ ‎و‎ ‎لباسهاى کهنه‎ ‎عروسکى‎ ‎کچک‎ ‎درست‎ ‎مىکند‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎دست‎ ‎گرفته‎ ‎در‎ ‎کوچه‎ ‎و خيابانها‎ ‎حرکت‎ ‎مىکند. بچهها‎ ‎در‎ ‎پشت‎ ‎سر‎ ‎او‎ ‎را‎ ‎همراهى‎ ‎مىکنند. آنها‎ ‎بهدر‎ ‎هر‎ ‎خانه‎ ‎که‎ ‎مىِسند،‎ ‎صاحبخانه‎ ‎چيزى‎ ‎از‎ ‎وسايل‎ ‎تهيه آش‎ ‎مانند‎ ‎نخود،‎ ‎رشته‎ ‎و ... به‎ ‎آنها‎ ‎مىدهد. با‎ ‎اين‎ ‎مواد‎ ‎آش مىپزند‎ ‎و‎ ‎بين‎ ‎اهالى‎ ‎محل‎ ‎تقسيم‎ ‎مىکنند. معتقدند‎ ‎چند‎ ‎روز‎ ‎بعد از‎ ‎اين‎ ‎مراسم،‎ ‎باران‎ ‎خواهد‎ ‎آمد.    

http://www.amordad.net/forum/index.php?topic=9607.40;wap2

کوسه گلين نوروز را به قزوين مي برد

دست افشاني، پايكوبي و ترانه خواني كوسه گلين كه با جامه اي سرخ، كلاه بوقي و چهره سياه كرده و زنگوله به پا به در خانه ها مي رود از مهم ترين مراسم مردم قزوين در آستانه سال نو است. ...علاوه بر اين، نوروز براي مردم قزوين نشانه هاي ديگزي نيز دارد. نشانه ها و پيك هاي نوروزي، گروه هاي كوچكي از نوازندگان دوره گرد هستند كه معمولااز روستاهاي پيرامون شهر به قزوين مي آيند و ترانه هاي كوتاهي را كه با مضمون آرزوي نيكبختي در سال نو سروده شده مي خوانند و هديه اي از مردم دريافت مي كنند. به اين گروه ها نوروزي خوان يا نوروز نثار- نوروز و نوسال مي گويند. دست افشاني، پايكوبي و ترانه خواني كوسه گلين كه با جامه اي سرخ، كلاه بوقي و چهره سياه كرده و زنگوله به پا به در خانه ها مي رود از ديگر مراسم مردم قزوين در آستانه سال نو است. قزوينييان بخشيدن پول و شيريني را به نوروز خوان يا كوسه گلين خوش شگون مي دانند.


http://qezvin-az.blogspot.com/2008/03/blog-post_26.html

فاطمه نظری درسایت http://1kariz.blogfa.com/post-40.aspx    درمورد مراسم کوسه گلین درزنجان مینویسد:

مردم استان زنجان مثل سایر استانهای کشور آداب و رسومی خاص و ویژه دارند،یکی از رسمهای زیبایی که مردم زنجان در ایام خشکسالی دارند مراسم طلب باران است که بیشتر در روستاها انجام می گیرد. این مراسم بدین شکل است که عروسکی بزرگ به اسم«کوسه گلین» و عروسکهای کوچکی به نام «چمچه بالیخ» درست می کنند. و در یکی از روزهای بهاری که کشاورزان بیشتر به باران احتیاج دارند انجام می گیرد؛مردم در میدان روستا جمع می شوند،عروسک کوسه گلین را پیرزن باتقوا و با ایمان در دستش می گیرد و به طرف آسمان می برد و می گوید:

کوسه گلین نه ایستر    (عروس بزرگ«کوسه عروس» چی می خواد)

ا...دان یاقیش ایستر      (از خدا بارون می خواد)

ا... بیزَ یاقیش وِر          (خدا به ما بارون بده)

بوغدالارمز سو ایستر     (گندم هامون آب می خواد)

سپس چمچه بالیخ که عروسکهای کوچکی هستند بچه ها در دست می گیرند و بعد از عروسک کوسه گلین به طرف آسمان می برند و شروع به خواندن

چمچه بالیخ نی ایستر   (ماهی کوچیک چی می خواد)

ا...دان یاقیش ایستر      (از خدا بارون می خواد)

دوداخلار چادیپ          (لباشو ببین خشک شده)

بیرج قاشیق سو ایستر    (نوک یه قاشق آب می خواد)

و مردم به همراه عروسکها با شعرهایی که بیشتر حال و هوای طلب باران دارند می خوانند و به طرف مسجد روستا می روند، در حیاط مسجد که همه رو به درگاه خداوند می ایستند و دو رکعت نماز طلب باران می خوانند.سپس آش نذری که قبلا آماده کرده بودند بین مردم پخش می کنند. در پایان مراسم هر کدام از عروسکها را لای شاخه درختها می گذارند تا باران بیاید و آنها را خیس کند.

در واقع کوسه گلین نمادی از ماهی بزرگ و چمچه بالیخ نمادی از ماهی کوچک است.(ما آدمها مثل ماهی های بزرگ و کوچک هستیم که احتیاج به آب داریم.)

این مراسم بیشتر درشهرستان ایجرود این استان انجام می شود.

صاحب سایت دلگرم نحوه اجرای این مراسم دراستان مرکزی بشرح زیر تبیین کرده است:

دراراک براى طلب باران رسم است آش باران بپزند. در رسم ديگرى فردى لباس مندرسى مى‌پوشد، سوار بر چوبى که زنگونه‌هاى بسيار دارد شده و حرکت مى‌کند. عده‌اى از جوانان و نوجوانان او را همراهى کرده و با خواندن اشعارى به در خانه اهالى مى‌روند. اهالى نيز روى آنها آب پاشيده و هدايائى در کيسه آنها مى‌ريزند.روز چهل و يکم زمستان در خمين به ناقالى چارچار معروف است. در اين روز شخصى به‌نام کوسه بيرون مى‌آيد و کوسه‌گردى باب مى‌شود. کوسه گلين مراسمى که به هنگام خشکسالى‌ها، جهت طلب باران اجرا مى‌شود. در اين مراسم فردى پوست گوسفندى پوشيده و همراه با جوانان به در خانه اهالى مى‌روند. اهالى نيز به آنها مقدارى گندم، پول، آرد يا شيرينى مى‌دهند. ايشان با آرد فراهم شده حلوائى تهيه کرده و مهره سبزى در آن مى‌گذارند. بعد حلواها را تکه‌تکه کرده و اگر شخصى تکه‌اى را که در آن مهره سبز بود بردارد به‌خاطر اين جرم او را از درختى آويزان کرده و مى‌زنند تا کسى ضمانت او را کند.

http://www.delgarm.com/etiquette/markazi.html

درپست بعدی مراسم "کوسه گل لی" را در استان مرکزی ودربین شاهسونان بغدادی  نقل میکنیم.
+ نوشته شده در ۲۲/۱۲/۱۳۸۸ساعت ۲۰:۴۰ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(1)