X
تبلیغات
واژه شاهسيون وتاريخچه پيدايش آن

یورد....ائل شسون بغدادی

واژه شاهسيون وتاريخچه پيدايش آن

همه ي افراد ي كه پيرامون واژه ي شاهسون مطالبي را نقل كرده ونوشته اند پيدايش اين واژه را به زمان شاه عباس نسبت ميدهند.نقل قول زير راملاحظه كنيد:
در کتاب بستان السياحه تأليف حاج زين العابدين شيرواني (جلداول ازانتشارات سنايي، صفحه 347)در مورد شاهسونها چنين آمده است :
" جمعی از نمک به حرامان قزل باشيه برشاه عباس خروج کرده ، پای جرات وجسارت پیش نهادند، شاه فرمود:شاه سون گلسون .یعنی هرکه شاه رادوست دارد بیاید.لهذا از هرفرقه ای آمده طاغیان شاه راشکست دادند،پادشاه آن جماعت را (شاه سون ) نام نهادند،درمیان آن طایفه ، طوایف مختلفه است.مسکن ایشان درملک مغان وآذربایجان وفارس است وقلیلی درخراسان وكابل و کشمير سکونت دارند و درغریب نوازی و مهمانداری و شجاعت برامثال خود طریق سبقت سپارند.نام طوایف این عشایربیشتربه (( لو )) ختم می شود ازقبیل سرخان بیگ لو، طالش مکاییل لو،جعفرلو، مغانلو و... علاوه براین بعضی ازشاهسونها به دیگرنقاط ایران چون فارس ، خرقان و خمسه کوچانده شده اندکه اینها برخلاف شاهسونهای آذربایجان معمولا زیرسیاه چادر زندگی می کنند وبا آلاچیق های شاهسونهای آذربایجان تفاوت بسیار دارند."

درصورتيكه واقعيت چيز ديگري است.واين واژه از ابتداي كشورگشائي شاه اسماعيل در دوره صفويه بوجود آمده وبعدها بوسيله شاه عباس به گروه خاصي اتلاق شده است.نقل تاريخ اززبان صاحب عالم آراي عباسي اين حكايت را درتسخير عراق اين گونه ثبت كرده است :
".....چون اعيان ممالك عراق عرب از تزلزل احوال سلطانمراد خبر يافتند باريك نامي از امراء تركمان آن ملك را بحيطه ضبط درآورد وهمت بمحافظت آن گماشت وهواي تسخير آن ولايت درضمير منير همايون رسوخ يافت.نخست تاج زردوزي وكمر وخلعت خاص جهت باريك ارسال داشته باطاعت وانقياد دلالت فرمود.باريك دراول حال باستقبال خلعت شاهي شتافته طاقيه تركماني رااز سرگذاشته بپوشيدن تاج وخلعت شاهي مفتخر ومباهي گرديد وپيشكشهاي لايق جهت خدام بارگاه سدره اشتباه واستدعانمود كه ايالت آن ولايت بزومسلم دارند اما نظر قبول همايوني برآنها نيفتاد وبه باريك پيغام دادند كه ادراك زيارت عتبات عاليات دردل رسوخ يافته فسخ آن نميشوداگربوي صدق واخلاص از سخنان او ميآيدبلاتوقف بدرگاه عالم پناه شتافته درسلك سايرامراء منتظم باشد والابمكروحيله راه درين درگاه نيست باريك چند روزي شعار دولتخواهي راشعار خود ساخته چون نهضت همايون بآن طرف محقق شد بجمع نمودن ذخيره ويراق قلعه داري مشغول گرديد حسين بيك لله را منقلاي ساخته پيشتر فرستادند چون حسين بيك بدومنزلي بغداد رسيد باريك دل از دست داده اكثر اعيان آن ولايت را باطاعت خدام بارگاه شاهي راغب يافته وقوت مقابله وقلعه داري درخود نديده شبي بيخبر از دجله گذشته سراسيمه وارباتفاق سلطانمراد دركمال تعب بجانب حلب گريخت واز آنجاچنانچه بتحرير پيوست بميانه ذوالقدر رفتند روز ديگر اهالي واعيان شهر سيدبيك كمونه را كه از اعاظم سادات نجف وصاحب اختيار آن ولايت بود وباريك اورا بمظنه هواخواهي دولت ارجمند شاهي گرفته درسياه چاه محبوس داشت از چاه بر آورده شعار شاهي سيوني ظاهر ساختند وسيدمحمد  كمونه روزجمعه بمسجد جامع رفته خطبه اثني عشر بالقاب همايوني خواند وحسين(26)بيك را استقبال نموده درباغ ميرزا پيربوداق فروآوردندوحسين بيك حقيقت فتح بغداد را بسايه سرير خلافت مصير عرض نموده موكب جهانگشا شكاركنان بآهستگي طي مسافت نموده مظفر وكامران بدارالسلام رسيدخلايق آثاربشاشت وشادكامي بظهور آورده باستقبال شتافته لوازم دعا ونياز بجاي ميآوردند وخاقان سليمان شان بفتح دارالسلام محامد شكر ملك علام بجاي آورده دربيستم شهر جمادي الثانيه سنه اربع عشر وتسعمائه بدارالسلام درآمده سيدمحمد باعزاز واحترام شاهي مفتخر ومباهي گرديد وايالت آن ولايت بخادم بيك تفويض يافته ابوالمنصور وخليفه الخلفاء درآنجا لقب يافت. "
ما درپست هاي بعدي درهمين سند غور بيشتري خواهيم نمود تا هدف بحث حاصل شود.

+ نوشته شده در ۱۹/۱۱/۱۳۸۸ساعت ۱۱:۵۹ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(0)