X
تبلیغات
انقلاب درزبان شاهسون ورامینی

یورد....ائل شسون بغدادی

انقلاب درزبان شاهسون ورامینی

قيام پانزده خرداد ورامين به روايت شاهدان عيني

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۱۳/۰۳/۸۸‬

اجتماعي. ‪ ۱۵‬خرداد. ورامين
ورامين - قيام پانزدهم خرداد سال ‪۱۳۴۲‬سرآغازحركت ملتي سرافراز به سوي رهايي از ستم و ستمگري بود ومردم ورامين به عنوان طلايه داران اين قيام با تقديم جان خود اين حركت را تداوم بخشيدند.

بسياري از افرادي كه دراين قيام شركت داشتند، اكنون گرد پيري بر رخسار آنها نشسته، اما هيچگاه آن روزها و جنايات رخ داده در آن روزگار را فراموش نخواهند كرد.

محمد معصومشاهي برادر يكي از شهداي پانزده خرداد مي‌گويد: روز ‪ ۱۵‬خرداد درحالي كه كفن پوشيده بوديم و شعار يا مرگ، يا خميني سر مي‌داديم به حدود ‪ ۲۰۰‬متري باقرآباد كه رسيديم بلندگوها اعلام كردند، برگرديد ولي مردم اعتنا نكردند.

وي افزود: به پل باقرآباد كه رسيديم غوغايي برپا و صفير گلوله و بوي باروت همه جا را فرا گرفت و من با چشم خود ديدم كه برادرم روي زمين در خون خود غلتيد.

وي افزود: خواستم جنازه‌اش را از روي زمين بردارم كه مرا دستگير كردند و به باد كتك گرفتند ولي چون ازدحام جمعيت زياد بود، رهايم كردند.

سيدمحمد طباطبايي برادر شهيد سيدمرتضي طباطبايي هم مي‌گويد: ساعت ‪ ۱۶‬روز پانزدهم خرداد از خانه بيرون آمدم تا به مزرعه خود سري بزنم كه متوجه شدم مردم شهر با اطلاع از دستگيري امام خميني (ره) به سمت تهران در حركت هستند و من هم با آنها همراه شدم.

وي افزود: برادر شهيدم از راننده كاميوني كه از آشنايان بود، خواست ما را به جمعيت پيشوا كه زودتر حركت كرده بودند، برساند، او نيز اين كار را كرد و ما در نزديكي خيرآباد به جمعيت عظيم شهر پيشوا ملحق شديم.

وي خاطرنشان كرد: نزديك باقرآباد اتوبوس‌هاي شركت واحد سربازان زيادي را پياده كردند و پس ازاينكه جمعيت به اخطارهاي آنها توجهي نكرد، ساعت ‪۱۹‬ اين روز دستور شليك داده شد و برادرم كه در صف اول ايستاده بود به ضرب گلوله به شهادت رسيد.

يكي ازساكنان باقرآباد نيز مي‌گويد: بعد از ظهر ‪۱۵‬خرداد كنار خيابان در باقرآباد نشسته بوديم كه چند ماشين نظامي نيروهايي را در پل باقرآباد پياده كردند تا جلوي حركت مردم ورامين را كه به سمت تهران درحركت بودند، بگيرند.

سليمان شاهسون بغدادي افزود: فرمانده پاسگاه باقرآباد به نام حسين نوع پرور از فرمانده گارد خواست تا درگيري صورت نگيرد تا در اين درگيري جان زنان و بچه‌هايي كه در مزارع و خيابان‌هاي اطراف مشغول كار و تردد بودند به خطر نيفتد.

وي گفت: فرمانده گارد كه سرهنگ بهزادي نام داشت به مردم دستور داد برگردند ولي مردم اعتنا نكردند، چند تير هوايي شليك شد و بعد مردم را به گلوله بستند.

اين شاهد مي‌افزايد: من خودم شاهد بودم كه تعداد زيادي ازمردم كه كفن پوشيده و در صفوف اول ايستاده بودند به ضرب گلوله به شهادت رسيدند يا مجروح شدند.

شاهسون افزود: شب هنگام نيروهاي گارد چراغ‌هاي ماشين‌ها را روشن كرده و شهدا و مجروحان را داخل كاميون‌هاي نظامي ريخته و با خود به سمت تهران بردند.

http://www2.irna.ir/ar/news/view/line-14/8803125039145658.htm

+ نوشته شده در ۱۴/۱۱/۱۳۸۸ساعت ۰۱:۱۵ توسط اصغر حسنی دسته : نظر(0)